تاریخچه ی گروه

همه چیز از ژانویه سال 2007 شروع شد، وقتی که عرفان رضایت بخش (با نام هنری Elf خواننده؛ترانه سرا و آهنگ ساز گروه) تصمیم گرفت رویه جدیدی را در فعالیت های موسیقایی خود شروع کند. به این ترتیب که بجای خواندن به زبان فارسی ترانه هایش را به زبان انگلیسی بسراید و اجرا کند.
در ژانویه سال 2007 وی یک گروه با نام “پرشین روورز” با همراهی دو تن از دوستانش با نامهای “میعاد حاتمی نیا “و “سامیار محمودی” تشکیل داد که در آن زمان آهنگهایی از خوانندگان و گروههای مشهور دهه 70 میلادی و قبل از آنرا دوباره خوانی کردند. باز خوانی آهنگهای قدیمی تا مارچ همان سال ادامه داشت یعنی زمانی که عرفان برای خدمت سربازی به ارتش ملحق شد .پس از اتمام دوره آموزشی فعالیتهای موسیقی را با پرشین روورز ادامه داد اما اینبار به جای بازخوانی آهنگهای قدیمی تصمیم بر آن شد روی ترانه هایی که خود
عرفان سروده و آهنگ سازی کرده بود کار کنند. اما این رویه با ترک کردن گروه توسط میعاد حاتمی نیا در تابستان آن سال به علت بعضی از مشکلاتی که با گروه داشت تغییر کرد. به علاوه وی به علت کار بر روی آلبوم خودش با نام “غمباد” نمیتوانست در جلسات تمرین حضور داشته باشد. از آنجا که استودیویی که در آن کار می کردند متعلق به میعاد بود، گروه دیگر جایی برای ضبط آهنگها نداشت. از این رو عرفان ، که تصمیم گرفته بود کار را ادامه بدهد با یکی از دوستان دوره دانشگاهش با نام مجید (با نام هنری Dijam نوازنده گیتار باس) تماس گرفت. مجید از دوران دانشگاه با سرودن ترانه های فارسی در زمینه موسیقی فعالیت میکرد همچنین از
یک سال پس از فارغ التحصیل شدنش از دانشگاه در سال 2005 شروع به نواختن گیتار باس کرده بود و در چند گروه راک به عنوان نوازنده همکاری کرده بود. مجید در ابتدا به عنوان نوازنده گیتار باس به پرشین روورز پیوست اما به علت علاقه زیاد و پشت کارش خیلی زود در کنار عرفان عضو اصلی گروه شد.
گروه مشغول به کار روی اولین آهنگ با نام “Tonight به معنی امشب (شعر و آهنگ: عرفان)” با همکاری چند تن از دوستان شد که پس از اتمام تنظیم آهنگ گروه دومین جدایی را تجربه کرد و سامیار به علت بعضی مسائل از گروه جدا شد. و از آنجا که عرفان تنها عضو باقیمانده از پرشین روورز بود نام گروه به دریم روورز تغییر یافت. و این درست قبل از آن بود که گروه برای ضبط اولین آهنگ اورجینال خود با نام “February Snow یا برف فوریه(شعر:شل سیلور استاین و آهنگ: عرفان)” به استودیو رفت.
در مدتی که گروه مشغول تنظیم آهنگهای دیگر بود، مجید برای نوازندگی در یک گروه راک دعوت شد و در آن گروه با احمد متوسل آشنا شد و این زمینه ساز آن شد تا دریم روورز که مدتها از فقدان یک گیتاریست خوب رنج میبرد از احمد (که نواختن گیتار الکتریک را خودش آموخته بود) دعوت به همکاری کند و این درست زمانی اتفاق افتاد که گروه داشت روی آهنگ جدیدش با نام “Cloudy Sky یا آسمان ابری( شعر:شل سیلور استاین و عرفان و آهنگ:عرفان)” کار می کرد. گروه جهت بهتر کردن کیفیت کار خود تصمیم گرفت نسخه اول آسمان ابری را به ارد انزابی پور تهیه کننده مطرح موسیقی در ایران که سابقه همکاری با گروه متال کهت مایان را دارد،
نشان بدهد. پس از صحبت هایی که بین گروه و ارد انزابی پور رد و بدل شد، گروه تصمیم گرفت تا از یک نوازنده پیانو برای همکاری دعوت کند. در این راستا عرفان با یکی از دوستانش به نام پرهام دوستدار صحبت کرد که نتیجه آن چهار نفره شدن دریم روورز شد و پرهام که در آن زمان 19 ساله بود و سابقه 16 سال نوازندگی و عنوان بهترین نوازنده تهران و بهترین نوازنده معلول ایران و چندین اجرای زنده در تالار وحدت، اریکه ایرانیان و چندین تالار دیگر را داشت، به دریم روورز پیوست.
در آگوست 2010 مجید تصمیم گرفت کشور را برای ادامه تحصیل ترک کند و به این علت چاره ای جز ترک گروه نداشت. این مسئله برای گروه بسیار دردناک بود چرا که مجید عضوی بسیار فعال و علاقه مند بود که همواره برای عملی شدن برنامه ها به بهترین وجه ، نهایت تلاش خود را می کرد. مجید مسئله ترک کردن گروه را در صفحه فیس بوک گروه اینطور اطلاع داد:
“کار من با دریم روورز تمام شده و امیدوارم این گروه در آینده بهتر و بهتر کار کند و نشان بدهد که از چه استعدادی بهره مند است. این پایان سفر من با این گروه است و من بسیار خوشحال هستم که تمام تلاشم را با وجود تمام سختی هایی که سر راهمان بود کردم. موسیقی جز لاینفک زندگی من است و من هرگز از آن دست نمی کشم.”
از آنجا که پس از فروپاشی پرشین روورز مجید تنها کسی بود که از عرفان پشتیبانی کرد تا دوباره شروع کند، وی ناراحتی خود را از این مسئله اینطور بیان کرد:
“متاسفانه دوست خوبمان مجید برای ادامه تحصیلاتش در مقطع کارشناسی ارشد به سوئد سفر می کند. این مسئله به ویژه برای من بسیار مشکل است، چرا که او در تمام مشکلاتی که در این سه سال داشتیم مرا یاری کرد. به این وسیله در اینجا از او تشکر می کنم و آرزو دارم در تمامی مراحل زندگیش موفق باشد.”
و اکنون دریم روورز یکی از محدود گروههای موسیقی کانتری در خارج از مرزهای ایالات متحده و کانادا است که علاوه بر آن آهنگ هایی در سبک های دیگر از جمله راک ، بلوز، جز و پاپ نیز تولید می کند.
در آوريل سال 2011 مجيد درخواست بازگشتنش به گروه را مطرح كرد كه مورد تاييد عرفان واقع شد و اعضااستقبال زيادي از آن كردند.اگرچه وي هنوز در سوئد زندگي ميكند ، اما تكنولوژي به آنها اين امكان را ميدهد كه به راحتي با يكديگر همكاري كنند. مجيد اكنون بيشتر از نوشتن پارت هاي گيتار باس براي آهنگها،در زمينه تبليغات و ارتباطات خارجي با گروه همكاري ميكند.

بیوگرافی اعضا به ترتیب حروف الفبا

احمد:

بر خلاف بیشتر مردم که ابتدا به یادگیری گیتار آکوستیک می پردازند، وی که سالها مجذوب موسیقی راک و متال بود در 17 سالگی اقدام به یادگیری گیتار الکتریک کرد. به این ترتیب پس از خریدن یک گیتار الکتریک خودش شروع به فراگیری نواختن این ساز کرد و با ساعتها تمرین سخت تکنیکهای نوازندگی خود را بهبود داد و در طول این مدت آهنگ هایی را از گروه هایی که بیشتر تحت تاثیر آنها بود دوباره نوازی کرد. گروه هایی مانند: متالیکا، بلک سبث، پینک فلوید، دیپ پرپل، جو ساتریانی و مگادث. با وجود آنکه بعضی از آن آهنگها بسیار مشکل بودند، اما او با وجود آنکه معلم و راهنمایی نداشت هرگز تسلیم نشد و به تلاشش ادامه داد. البته پس از آنکه حدود 4 سال به آموختن موسیقی پرداخته بود تصمیم گرفت که برای یادگیری اصول کلی آهنگ سازی و فراگیری تکنیک های بیشتر نزد همایون مجد زاده (گیتاریست و آهنگ ساز گروه کهتمیان) برود. این کلاس ها بسیار برای او مفید بود و دید موسیقیایی او را افزایش داد. پس از سالها گوش دادن به آهنگ ها و سبک های مختلف، مجذوب سبک های جاز، بلوز و کانتری شد و از آنجا که همواره علاقه به کسب تجربه در نواختن سبکهای مختلف داشت، شروع به تمرین نواختن این سبک ها کرد. در طول این مدت با بسیاری از دوستانش به گروه نوازی می پرداخت که یکی از بهترین آنها، تمرین هایی بود که با مجید صادقی داشت. همین جلسات تمرین مقدمات آشنایی وی با دریم روورز را فراهم نمود.

پرهام:

در هنگام تولد وضعیتی معروف به “ال سی ای” داشت که باعث از بین رفتن حس بینائیش شد. در سه سالگی پدرش متوجه استعداد وی در موسیقی شد و شروع به پیدا کردن معلمی کرد که به وی نواختن کیبورد را بیاموزد. اما این سوال همیشه در ذهنش طنین انداز بود که چطور یک نابینا می تواند ساز بنوازد؟ با وجود این با معلم موسیقی برادرش صحبت کرد و این سوال در جلسه اول آموزش زمانی که پرهام پس از شنیدن هر قطعه آنرا در همان جلسه اجرا می کرد، پاسخ داده شد. پس از سال ها نواختن کیبورد وی اقدام به یادگیری ساز پیانو کرد و پیشرفتش پس از بهره گرفتن از استاد نابینایش “آقای لکا” دوچندان شد.
از دستاوردهای هنری پرهام میتوان به:

  • بهترین نوازنده و تنظیم کننده موسیقی متن در اجرای بین مدارس در 9 سالگی
  • بهترین نوازنده معلول کشور در یازده سالگی
  • دو هفته اجرای زنده در تالار وحدت در یازده سالگی
  • چهار شب اجرای زنده در تالار وحدت به منظور جمع آوری کمک برای کودکان نابینای جمهوری آذربایجان

پس از این دستاوردها فعالیتهای موسیقایی وی متوقف شد تا چهار سال بعد که با خواهر بزرگتر عرفان (هانیه رضایت بخش) ملاقات کرد که زمینه آشنایی با عرفان را فراهم نمود و سه سال بعد با ملحق شدن به گروه دریم روورز در سن 19 سالگی فعالیتهای موسیقی اش را مجددا شروع کرد.

عرفان:

در خانواده ای متولد شد که همه اعضایش به نوعی با موسیقی در ارتباط بودند، و این در حالی بود که سلیقه موسیقایی او با بقیه اعضای خانواده اش بطور کلی متفاوت بود. در حالی که والدین و خواهرهایش در زمینه های مختلف موسیقی ایرانی فعالیت می کردند، او به شدت مجذوب موسیقی غربی به خصوص موسیقی کانتری( موسیقی سنتی آمریکا و کانادا) بود، و علیرغم اینکه از شنیدن ترانه های قدیمی از موسیقیدان ها و خوانندگان بزرگ ایرانی که توسط خانواده اش اجرا میشد لذت می برد، اما هیچ وقت در این اجراها با آنها همکاری نمی کرد. این روال تا آنجا ادامه داشت که برای ادامه تحصیل تهران را ترک کرد. گذراندن روزهای
تنهایی با شنیدن نوای موسیقی کانتری با آهنگ هایی از بزرگانی چون: تام تی هال،هنک ویلیامز، پسران پیشگام، جیم ریوز، برادران ویلبورن، مرل هگارد و بسیاری دیگر وی را بیش از پیش به این سبک علاقه مند کرد. پس از مدتی او که تصمیم گرفته بود جدی تر در زمینه موسیقی به فعالیت بپردازد، اقدام به تشکیل گروه موسیقی کرد و در طول پنج سال ، سه گروه تشکیل داد و چند آهنگ نیز ضبط کرد. در آن زمان او آهنگهایی روی ترانه های فارسی خواهرش (هانیه رضایت بخش که در حال حاضر به عنوان نوازنده مهمان ویولون با گروه همکاری میکند) می ساخت اما علاقه اش به موسیقی غربی به حدی بود که همزمان ترانه هایی به زبان انگلیسی می نوشت و آهنگسازی می کرد. از آنجا که خوانندگی اولویت اول وی در اجرای موسیقی بود، خودش شروع به یادگیری تکنیک های خوانندگی و صداسازی با استفاده از نوارهای آموزشی خواننده قدیمی اپرا و استاد آواز “حمید پناهی” کرد. این تمرین ها به او آموخت که چگونه بخواند بدون آنکه به صدایش آسیب برساند. پس از پایان تحصیلاتش و بازگشت به تهران وی آموختن صدا سازی و خوانندگی را در کلاس استاد “دکتر مهدی نیکنام” ادامه داد. بعد از تشکیل گروه پرشین روورز، وی تصمیم گرفت خواندن به زبان فارسی را برای همیشه
کنار بگذارد چرا که انگلیسی را زبان موسیقی کانتری میدانست و در کنار آن این حس را داشت که هنگام اجرا به زبان انگلیسی حس آهنگ را بهتر در صدایش انعکاس می داد تا زمانی که به زبان مادریش می خواند.

مجيد:

فعاليت موسيقايي خود را با سرودن شعر شروع كرد.زماني كه شانزده سال داشت.در دوران دانشگاه با كسي آشنا شد كه مسير زندگي هنري اش را عوض كرد.نام اين شخص” مهدي ديلمي” بود كه گيتار مينواخت و صداي خوبي داشت.او از مجيد خواست كه براي آهنگهايش ترانه بسرايد و از آن زمان مجيد شعر را رها كرد و بر ترانه سرايي متمركز شد.

بعد از فارغ التحصيلي با “جواد شريف پور” ترانه سراي مطرح ايراني آشنا شد و با كمك او ترانه هاي خود را تا سطح حرفه اي ارتقاء داد.در سال 2005 “شادمهر عقيلي”يكي از معروف ترين خوانندگان و آهنگسازان ايراني به ترانه هاي وي علاقه مند شد و روي تعدادي از آنها آهنگهايي ساخت كه توسط خوانندگان ديگر اجرا شدند.

در آن زمان مجيد كه احساس ميكرد ترانه بخش كوچكي از صنعت موسيقي است، شروع به يادگيري گيتار باس نزد “اردوان انزابي پور” كرد كه يكي از بهترين نوازندگان گيتار باس و عضو سابق گروه متال ايراني “كهت مايان”بود

سال اول يادگيري گيتار باس را سپري ميكرد كه عرفان را ملاقات كرد.هرچند آنها در دوران دانشگاه يكديگر را ميشناختند اما از پس از فارغ التحصيلي يگديگر را ملاقات نكرده بودند.در آن روزها هيچكدام فكر نميكردند كه رابطه شان به كجا ميرسد و آينده برايشان چه رقم زده است.با گذشت يك سال از آن روز عرفان از مجيد دعوت كرد كه براي تشكيل يك گروه موسيقي كانتري به وي بپيوندد.با اينكه سبك مورد علاقه مجيد راك ومتال بود اما او بيش از هر چيز به خود موسيقي علاقه داشت بنابراين موافقت كرد و در 2 سال پس از آن در كنار عرفان به عضو اصلي گروه تبديل شد و گروه را در تمامي مشكلات حمايت كرد و حتي زماني كه تمام اعضا گروه را ترك كردند او و عرفان منصرف نشدند.

دو سال از همكاري مجيد با گروه ميگذشت كه براي ادامه تحصيل در رشته مهندسي نرم افزار در مقطع كارشناسي ارشد در دانشگاه گوتنبرگ راهي گوتنبرگ شد و از آنجا كه نميدانست چه رخ خواهد داد، ترجيح داد گروه را براي مدت نامعلومي ترك كند.وي هم اكنون در سوئد زندگي ميكند و كماكان با نوشتن پارت گيتار باس براي آهنگها و برقراري برخي ارتباطات خارجي با دريم روورز همكاري ميكند